خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون طرّه عنبر شکنش در شکن افتداز سنبل تر سلسله بر نسترن افتد
۲
دانی که عرق بر رخ خوبش بچه ماندچون ژاله که بر برگ گل یاسمن افتد
۳
کام دل شوریده ز لعل تو برآرمگر چین سر زلف تو در دست من افتد
۴
چون وقت سحر گل بشکر خنده در آیداز بلبل شوریده فغان در چمن افتد
صفحهٔ ۱ از ۳