شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۷۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورددر آتشم ز آب رخش کاب رخ من می برد
۲
آنکو لبش گاه سخن هم طوطی و هم شکرستطوطی خطّش از چه رو پر بر شکر می گسترد
۳
سرو از قد چون عرعرش گل پیش روی چون خورشاین دست بر سر می زند وان جامه بر تن می درد
۴
من تحفه جان می آورم بهر نثار مقدمشوان جان شیرین از جفا ما را بجان می آورد
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth