شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۸۰

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید آمد و آن ماه دلافروز نیامددل خون شد و آن یار جگر سوز نیامد
۲
نوروز من ار عید برون آمدی از شهرچونست که عید آمد و نوروز نیامد
۳
مه می طلبیدند و من دلشده را دوشدر دیده جز آن ماه دلافروز نیامد
۴
آن ترک ختائی بچه آیا چه خطا دیدکامروز علی رغم بد آموز نیامد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth