شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۸۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
کسی را از تو کامی بر نیایدکه این از دست عامی برنیاید
۲
بنا کام از لبت برداشتم دلکه از لعل تو کامی برنیاید
۳
برون از عارض و زلف سیاهتبشب صبحی ز شامی برنیاید
۴
بیار آن می که در خمخانه باقیستکه کار ما بجامی برنیاید
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth