خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۲۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای شب زلفت غالیهسا وی مه رویت غالیهپوشنرگس مستت بادهپرست لعل خموشت بادهفروش
۲
نافه ی مشک از گل بگشا بدر منیر از شب بنمامشک سیه بر ماه مسا سنبل تر بر لاله مپوش
۳
لعل لبت آن یا می ناب باده ی لعل از لعل مذابشکّر تنگ از تنگ شکر آب حیات از چشمه ی نوش
۴
شمع چگل شد بادهگسار شمسه ی گردون مشعلهدارماه مغنّی گو بسرای مرغ صراحی گو بخروش
صفحهٔ ۱ از ۲