شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۲۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوشقدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش
۲
من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشمگفتم این فتنه ندارد دل مسکینان گوش
۳
چون ننالم که چو از پرده برون آید گلنتواند که شود بلبل بیچاره خموش
۴
با چنین شرطه ازین ورطه برون نتوان شدخاصه کشتی خلل آورده و دریا در جوش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth