شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۳۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوشچو مست چشم تو گردم مرا که دارد گوش
۲
منم غلام تو ور زانک از من آزادیمرا بکوزه کشان شرابخانه فروش
۳
ببوی آنک زخمخانه کوزه ئی یابمروم سبوی خراباتیان کشم بر دوش
۴
ز شوق لعل تو سقّای کوی میخوارانبدیده آب زند آستان باده فروش
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth