خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۳۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوشوی خنده زده شکّر شیرین تو بر نوش
۲
از کوه نتابد چو تو خورشید کمربندوز باغ نخیزد چو تو شمشاد قباپوش
۳
چون دوش شبی تیره ندیدم بدرازیالا شب زلفت که زیادت بود از دوش
۴
ماندست مرا حسرت دیدار تو در دلکردست دلم حلقه ی گیسوی تو در گوش
صفحهٔ ۱ از ۳