خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگگل بر آورده ز شرم آن رخ گلرنگ رنگ
۲
هست در زنجیر زلف دلربایت دل فراخلیک دل همچون دل ریش من دلتنگ تنگ
۳
ناوک چشمت چو یاد آرم ز خون چشم منلعل پیکانی شود فرسنگ در فرسنگ سنگ
۴
ای بت گلرخ بگردان بادهٔ گلرنگ راتا برد ز آیینهٔ جانم می چون زنگ زنگ
صفحهٔ ۱ از ۲