خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۵۱
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زهی زلفت شکسته نرخ سنبلگلستان رخت خندیده بر گل
۲
رسانده خط بیاقوت تو ریحانکشیده سر ز کافور تو سنبل
۳
عروسی را که او صاحب جمالستچه دریابد گرش نبود تجمّل
۴
چو ریش خستگانرا مرهم از تستمکن در کار مسکینان تغافل
صفحهٔ ۱ از ۳