شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۲۵۲

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دلکرده مرا در غم عشقت بی سرو بی پا دل
۲
برده ازین قالب خاکی رخت بصحرا جانرانده ازین دیده پر خون سیل بدریا دل
۳
چون دل ما برنگرفت از لعل لبت کامیای بت مهوش تو چرا برداشتی از ما دل
۴
جای من بیدل و دین یا دیر بود یا دارقصد من بی سر و پا یا دیده کند یا دل
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth