شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در تابم از دو هندوی آتش پرستشانکز دست رفت دنیی و دینم ز دستشان
۲
از مشک سوده سلسله بر مه نهاده اندزانرو که آفتاب بُود زیردستشان
۳
بر طرف آفتاب چه در خور فتاده استمرغول مشگ رنگ دلاویز پستشان
۴
از حد گذشته اند بخوبی و لطف از آنکزین بیش نیست حد لطافت که هستشان
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth