شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
آب آتش می رود زان لعل آتش فام اومی برد آرامم از دل زلف بی آرام او
۲
خط بخونم باز می گیرند و خونم می خورندجاودان نرگس مخمور خون آشام او
۳
حاصل عمرم در ایشام فراقش صرف شدچون خلاص از عشق ممکن نیست در ایام او
۴
گرچه عامی را چو من سلطان نیارد در نظرهمچنان امید می دارم بلطف عام او
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth