شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۳۰۶

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
خوشا کشته بر طرف میدان اوبخون غرقه در پای یکران او
۲
خدنگی که گردد ز شستش رهاکنم دیده را جای پیکان او
۳
بشمشیر کشتن چه حاجت که صیدحریصست بر تیر باران او
۴
بر آنم چو شرطست در کیش ماکه قربان شوم پیش قربان او
صفحهٔ ۱ از ۴
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth