خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئییا جعد مشک فام بر آتش نهاده ئی
۲
زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلفبر طرف دانه دام بر آتش نهاده ئی
۳
بازم بطرّه از چه دلاویز می کنیچون فلفلم مدام بر آتش نهاده ئی
۴
زان لعل آبدار که همرنگ آتشستنعلم علی الدّوام بر آتش نهاده ئی
صفحهٔ ۱ از ۳