خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۳۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای آفتاب رویت در اوج دلفروزیوی تیر چشم مستت در عین دیده دوزی
۲
در چنگ آرزویت سوزم چو عود و سازمچون چنگم ار بسازی چون عودم ار بسوزی
۳
رفتیم و روز وصلت روزی نبود ما رایا رب شب جدائی کس را مباد روزی
۴
ای شمع جمع مستان بخرام در شبستانتا بزم می پرستان از چهره برفروزی
صفحهٔ ۱ از ۲