خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۳۵۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ای سبزه دمانیده بگرد قمر از مویسر سبزی خطّ سیهت سر بسر از موی
۲
جز پرتو رخسار تو از طرّه شبرنگهرگز نشنیدیم طلوع قمر از موی
۳
بر طرف بناگوش تو آن سنبل مه پوشافکنده دو صد سلسله بر یکدگر از موی
۴
بی موی میانت تن من در شب هجرانچون موی میانت شده باریکتر از موی
صفحهٔ ۱ از ۲