شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۳۰

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دوشم وطن بجز در دیر مغان نبودقوت روان من ز شراب مغانه بود
۲
بود از خروس مرغ صراحی سماع منوز سوز سینه هر نفسم جز فغان نبود
۳
دل را که بود بی خبر از جام سرمدیجز لعل جانفزای بتان کام جان نبود
۴
طاوس جلوه ساز گلستان عشق رابیرون ز صحن روضه ی قدس آشیان نبود
صفحهٔ ۱ از ۳
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth