خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۶۴
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون کوتهست دستم از آن گیسوی دراززین پس من و خیالش و شبهای دیرباز
۲
امروز در جهان بنیازست ناز ماو او از نیاز فارغ و از ناز بی نیاز
۳
عشاق را اگر بحرم ره نمی دهنداز ره چر برند بآوازه ی حجاز
۴
محمود اگر چنانک مسخر کند دو کوننبود زهر دو کون مرادش بجز ایاز
صفحهٔ ۱ از ۳