خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۱۷۶
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بیار باده که وقت گلست و موسم باغز مهر بر دل پر خون لاله بنگر داغ
۲
دماغ عقل معطر کن از شمامه ی میبود که بوی عفافش برون رود ز دماغ
۳
گهی که زاغ شب از آشیان کند پروازز عکس باده چو چشم خروس کن پرِ زاغ
۴
اگر چراغ نباشد به تیره شب شایدچرا که باغ برافروخت از شکوفه چراغ
صفحهٔ ۱ از ۳