شعر را زندگی کن
خلوتی با خواجوی کرمانی

شمارهٔ ۱۸۳

شوقیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
یا مُسرع الشمال اذا تَحصل الوصولبلغ تحیتی و سلامی کما اقول
۲
از تشنگان بادیه ی هجر یاد کنروزی گرت بکعبه ی قربت بود وصول
۳
یا رب چنین که اختر وصلت غروب کردبینم شبی که کوکب فرقت کند افول
۴
خواهم که سوی یار فرستم خبر ولیکترسم که همچو من متعلق شود رسول
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth