خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۱۱
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
اشکست که می گردد در کوی تو همرازمو آهست که می آید در عشق تو دمسازم
۲
سر حلقه ی رندان کرد آن طره طرارمدُرد یکش مستان کرد آن غمزه ی غمّازم
۳
گر صبر کند باری مشکل نشود کارمور دیده بدوزد لب بیرون نفتد رازم
۴
جامی بده ای ساقی تا چهره بر افروزمراهی بزن ای مطرب تا خرقه دراندازم
صفحهٔ ۱ از ۳