خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۸۷
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یاد باد آنک دلم را مدد جان بودیدرد دلسوز مرا مایهٔ درمان بودی
۲
به رخ خوش نظر و عارض بستان افروزرشک برگ سمن و لالهٔ نعمان بودی
۳
به خط سبز و سر زلف سیاه و لب لعلخضر و ظلمت و سرچشمهٔ حیوان بودی
۴
پای سرو از قد رعنای تو در گِل میرفتخاصه آنوقت که بر طرف گلستان بودی
صفحهٔ ۱ از ۳