خلوتی با خواجوی کرمانی
شمارهٔ ۲۹۶
شوقیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
زُر أرض دار سُعدی یا بارق الغوادیطُف حول ربع سُلمی یا دارع البوادی
۲
غافل مشو ز سوزم چون آه سینه دیدیو اندیشه کن ز آتش چون دود گشت بادی
۳
نارُ الهموم هاجت من قلبی اشتغالاًماه الغرام تجری من مدمعی کواد
۴
کس را مبادا زینسان حاصل ز درد هجرانبیخویشی و غریبی، رندی و نامرادی
صفحهٔ ۱ از ۲