خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۴۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
یار ما بی رحم یاری بوده استعشق او با صعب کاری بوده است
۲
لطف او نسبت به من این یک دو سالگر شماری یک دوباری بوده است
۳
تا به غایت ما هنر پنداشتیمعاشقی خود عیب و عاری بوده است
۴
لیلی و مجنون به هم میبودهاندپیش ازین خوش روزگاری بوده است
صفحهٔ ۱ از ۲