شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۵۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بگذران دانسته از ما گر ادایی سر زده‌ستبوده نادانسته گر از ما خطایی سر زده‌ست
۲
آخر ای صاحب متاعِ حسن این دشنام چیستدر سرِ دریوزه گر از ما دعایی سر زده‌ست
۳
الله‌الله محرمِ رازِ تو سازم حرفِ صوتاین زبان و تیغ اگر حرفی ز جایی سر زده‌ست
۴
التفاتِ ابرِ رحمت نیست ورنه بر درتتخمِ مهری کشتم و شاخِ وفایی سر زده‌ست
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth