خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۰۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
تو منکری ولیک به من مهربانیتمیبارد از ادای نگاهِ نهانیت
۲
میرم به ملتفت نشدنهای ساختهو آن طرزِ بازدیدن و تقریبدانیت
۳
یک خم شدن ز گوشهٔ ابروی التفاتآید برون ز عهدهٔ صد سر گرانیت
۴
نازم کرشمه را که صدم نکته حل نمودبی منتِ موافقت و همزبانیت
صفحهٔ ۱ از ۳