خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۱۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
عیاذباله از روزی که عشقم در جنون آردسر زنجیر گیرد و ز در عقلم درون آرد
۲
من و رد و قبول بزم سلطانی که دربانشبه سد خواری کند بیرون به سد عزت درون آرد
۳
به جرم عشق دربند یکی سلطان بی رحممکه هرکس آید از دیوان او فرمان خون آرد
۴
سر خسرو ز گل گردد گران فرهاد را نازمکه گلگون را به گردن گیرد و از بیستون آرد
صفحهٔ ۱ از ۲