خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۲۱۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
چون نیاز ما و ناز او به هم درمیگرفتسوختن ما از سر و او گرمی از سر میگرفت
۲
ما و او در مجلسی رخساره گلگون داشتیمکافتاب از حسرت آنجا چهره در زر میگرفت
۳
با عتاب او نیاز گرم ما تابی نداشتما ازین میسوختیم او گر زما درمیگرفت
۴
چون ز شرم صوت بلبل در چمن برمیفروختغنچه از رشک رخ او تاب اخگر میگرفت
صفحهٔ ۱ از ۳