شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۱۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
باده کو تا خرد، این دعوی بیجا ببَردبیخودی آید و ننگ خودی از ما ببرد
۲
خانه آتش زدگانیم ستم گو می‌تازآنچه اندوخته باشیم به یغما ببرد
۳
شاخ خشکیم به ما سردی عالم چه کندپیش ما برگ و بری نیست که سرما ببرد
۴
دوزخ جور برافروز که من تاقوکمنشنیدم که مرا اخگری از جا ببرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth