خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۲۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کار خوبی نه بگفت دگران باید کردهر چه فرمان بدهد حسن چنان باید کرد
۲
تیغ تیز و دل بیرحم چرا داده خداجوی خون بر در بیداد روان باید کرد
۳
گاه باشد که مروت ندهد رخصت جورچون بود مصلحت ناز همان باید کرد
۴
سنت ملت خوبیست که با صاحب عشقدوستی از دل و خصمی به زبان باید کرد
صفحهٔ ۱ از ۲