شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۳۲۷

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
بس که دلگیرم غم از آمیزشم دلگیر شدبس که بیکس، بیکسی از اختلاطم سیر شد
۲
در ازل از خنجر مژگان خوبان باز ماندقطرة آبی که در کار دم شمشیر شد
۳
در بلندی می‌توانستم گذشت از آفتابخاطر افتادگی‌ها سخت دامن‌گیر شد
۴
پیش‌تر از بال خود را می‌رسانیدم به دامدر طلبم بیضه افتادم که کارم دیر شد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth