خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۶۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
گریة خونین نداند هر که چشمی تر کمندبایدت خون خورد تا اشک تو رنگی بر کند
۲
کی نهد لب بر لب ما از غرور حسن و نازآنکه بهر بوسهای خون در دل ساغر کند
۳
کوثرم خونابه شد بیاو ولی در کام منقطرة خونابه را یاد لبش کوثر کند
۴
طفل شوخ من کش از لب شیرة جان میچکدفرصتش بادا که نی در ناخن شکر کند
صفحهٔ ۱ از ۲