خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۳۹۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
شب ز نازت بزم دل بر بیقراران تنگ بودعرصة امیّد بر امیّدواران تنگ بود
۲
داغ غم در سینة من کامِ بالیدن گرفتورنه جا این لاله را در کوهساران تنگ بود
۳
بسکه پر بود از نوای نالة من صحن باغکوچة منقار بر صوت هزاران تنگ بود
۴
گریة من کوه را هم با زمین هموار کرددامن صحرا برای آب باران تنگ بود
صفحهٔ ۱ از ۳