شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۴۹

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
لب گرم شکوه بود که گردید دیده‌ترشد ناشنیده شکوة ما ناشنیده‌تر
۲
گفتیم چشم او به فسون رام ما شوداین آهوی رمیده دگر شد رمیده‌تر
۳
واماندگان ناله ز دنبال می‌رسندای آه، گرم کرده عنان را کشیده‌تر
۴
در تنگنای هستی خود ما خزیده‌ایمگر ممکن است خواهم ازین هم خزیده‌تر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth