شعر را زندگی کن
خلوتی با فیاض لاهیجی

شمارهٔ ۴۵۱

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
زند تبخاله از خونم لب پیمانة اخگربه الماس سرشکم سفته گردد دانة اخگر
۲
عجب شادابی‌یی در کشتزار شعله می‌بینمبه اشک گرم من پرورده گویی دانة اخگر
۳
به من در گرم خونی لاف مشرب کی تواند زدکه از مینای من پر می‌شود پیمانة اخگر
۴
زبان ناله در کام دل از بیم تو می‌دزدممباد این شعله پا بیرون نهاد از خانة اخگر
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth