خلوتی با فیاض لاهیجی
شمارهٔ ۵۷۷
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
میتوانم ای فلک گر دست بر ترکش زنماز خدنگ نالهای در خرمنت آتش زنم
۲
یاد او در هجر گل میریزدم بی خارِ رشکباده دُردآمیز بود اکنون من بیغش زنم
۳
میجهم گر چون سپند از آتش خود دور نیستمیکشم میدان که خود را خوب بر آتش زنم
۴
دل مشبک گشت و ناراضی است میخواهم که بازیک شبیخون دگر بر ناوک ترکش زنم
صفحهٔ ۱ از ۲