شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۶۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
شکل مستانه و انکار شرابش نگریدتا ندانند که مست است ، شتابش نگرید
۲
آنکه گوید نزدم جام و زد آتش به دلمچهره افروختن و میل کبابش نگرید
۳
سد گل تازه شکفته‌ست ز گلزار رخشگل گل افتاده برو از می نابش نگرید
۴
تا نپرسیم از آن مست که کی می‌زده‌ایچین بر ابرو زدن و ناز و عتابش نگرید
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth