شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۷۳

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
در اول عشق و جنون آهم ز گردون بگذردآغاز کردم اینچنین، انجام آن چون بگذرد
۲
لیلی که شد مجنون ازو دور از خرد سد مرحلهکو تا ز عشق روی تو سد ره ز مجنون بگذرد
۳
ای آنکه پرسی حال من وه چون بود حال کسیکزدیده هر دم بر رخش سد جدول خون بگذرد
۴
از دل برآید شعله‌ای کاتش به عالم در زندهر گه که در خاطر مرا آن جامه گلگون بگذرد
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth