خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۱۷۶
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
غم هجوم آورده میدانم که زارم میکشدوین غم دیگر که دور از روی یارم میکشد
۲
میکشد صد بار هر ساعت من بد روز رامن نمیدانم که روزی چند بارم میکشد
۳
گریه کن بر حسرت و درد من ای ابر بهارکاینچنین فصلی غم آن گلعذارم میکشد
۴
شب هلاکم میکند اندیشهٔ غم های روزروز فکر محنت شب های تارم میکشد
صفحهٔ ۱ از ۲