شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۱۸۸

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
هرکه یار ماست میل کشتن ما می‌کندجرم یاران چیست دوران این تقاضا می‌کند
۲
می‌کند افشای درد عشق داغ تازه‌اماین سیه‌رو دردمندان را چه رسوا می‌کند
۳
اشک هر دم پیش مردم آبرویم می‌بردچون توان گفتن که طفلی با من اینها می‌کند
۴
از جنون ما تماشای خوشی خواهد شدنهر که می‌آید به کوی ما تماشا می‌کند
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth