شعر را زندگی کن
خلوتی با جیحون یزدی

شمارهٔ ۵۷ - در تهنیت عید قربان

قصاید

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
عید اضحی شد و از دولت این جشن جلیلحا ج را کوی خلیل است و مرا روی خلیل
۲
کوی جائیست زگل جنانیست زدلآن پر از خان خلیل آن دگر از جان جلیل
۳
گرد زمزم زده صف حاج و خلیلی است مراکه بود با ذقنش جامه زمزم در نیل
۴
گر خلیلی که مرا هست بهاجر گذردنه عجب گر کشد اندر قدمش اسماعیل
صفحهٔ ۱ از ۱۰
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth