خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۴۰
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
ترک ما کردی برو همصحبت اغیار باشیار ما چون نیستی با هر که خواهی یار باش
۲
مست حسنی با رقیبان میل می خوردن مکنبد حریفانند آنها گفتمت هشیار باش
۳
آنکه ما را هیچ برخورداری از وصلش نبوداز نهال وصل او گو غیر برخوردار باش
۴
گرچه میدانم که دشوار است صبر از روی دوستچند روزی صبر خواهم کرد گو دشوار باش
صفحهٔ ۱ از ۲