خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۴۴
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
بند دیگر دارم از عشقت به هر پیوند خویشجذبهای خواهم که از هم بگسلانم بند خویش
۲
عشق خونخوار است با بیگانه و خویشش چه کارخورد کم خونی مگر یعقوب از فرزند خویش
۳
ایستادن نیست بر یک مطلبم در هیچ حالبر نمیآیم به میل طبع ناخرسند خویش
۴
اینچنین مستغنی از حال تهی دستان مباشآخر ای منعم نگاهی کن به حاجتمند خویش
صفحهٔ ۱ از ۲