خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۴۸
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
الاهی از میان ناپسندان بر کران دارشز دام حیلهٔ مردم فریبان در امان دارش
۲
صدای شهپر شاهینی از هر گوشه میآیدتذرو غافلی دارم مقیم آشیان دارش
۳
خدایا با منش خوش سر گران داری و خرسندمنه تنها با من و بس ، با همه کس سرگران دارش
۴
پدید آرد هوس از عشق با مردم جفا کارینمیخواهم بر این باشد ، خداوندا برآن دارش
صفحهٔ ۱ از ۲