خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۶۳
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
کی تبسم دور از آن شیرین تکلم میکنمزهر خند است این که پنداری تبسم میکنم
۲
در میان اشک شادی گم شدم روز وصالاینچنین روزی که دیدم خویش را گم میکنم
۳
با من آواره مردم تا به کشتن همرهندمن نمیدانم چه بیراهی به مردم میکنم
۴
چهره پرخاکستر از گلخن برون خواهم دویدهر چه خواهد کوهکن تا من تظلم میکنم
صفحهٔ ۱ از ۲