شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۲۶۴

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
دل باز رست از تو ،ز بند زمانه همدر هم شکست بند و در بند خانه هم
۲
برخاست باد شرطه و زورق درست مانداز موج خیز رستم و دیدم کرانه هم
۳
آن مرغ جغد شیوه که سوی تو می‌پریدبال و پرش بسوختم و آشیانه هم
۴
گر دیگر از پی تو دوم داد من بدهمهمیز کن سمند و بزن تازیانه هم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth