خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۲۷۵
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
این بس که تماشایی بستان تو باشممرغ سر دیوار گلستان تو باشم
۲
کافیست همین بهرهام از مائدهٔ وصلکز دور مگس ران سر خوان تو باشم
۳
این منصب من بس که چو رخش تو شود زینجاروب کش عرصهٔ جولان تو باشم
۴
خواهم که شود دست سراپای وجودمدر شغل عنان گیری یکران تو باشم
صفحهٔ ۱ از ۲