شعر را زندگی کن
خلوتی با وحشی بافقی

شمارهٔ ۳۰۵

غزلیات

❧
هوَ الحَبیببه نام آن‌که جان را فکرت آموخت
❧
❦
۱
صبرم نماند و نیست دگر تاب فرقتمخوش بر سر بهانه نشسته‌ست طاقتم
۲
من مرد حملهٔ سپه هجر نیستمگیرم که استوار بود پای جرأتم
۳
زندان بی در است کدورتسرای هجرمن چون در این طلسم فتادم به حیرتم
۴
جایز نداشته‌ست کسی هجر دائمیمن مفتی مسائل کیش محبتم
صفحهٔ ۱ از ۲
در حال بازیابی جای مطالعه…متن شعر در گنجور وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خلوت سه‌گاهسه‌تار · Leyth