خلوتی با وحشی بافقی
شمارهٔ ۳۳۹
غزلیات
❧
هوَ الحَبیببه نام آنکه جان را فکرت آموخت
❧❦
۱
فراغت بایدت جا در سر کوی قناعت کنسر کوی قناعت گیر تا باشی فراغت کن
۲
به چندین گنج رنج و محنت عالم نمیارزدچرا باید کشیدن رنج عالم ترک راحت کن
۳
اگر خواهی که هر دشوار آسان بگذرد بر توخدنگ جور گردون را لقب سهم سعادت کن
۴
ازین بی همتان خواریست حاصل اهل حاجت رااگر خواهی که خود را خوارسازی عرض حاجت کن
صفحهٔ ۱ از ۲